نشست تخصصی بررسی سینمای کودک و نوجوان در جنگ و مواجهه کودک با بحران جنگ، چهارمین نشست از سلسله نشست‌های تخصصی پنجاه و چهارمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم‌های علمی، آموزشی و تربیتی رشد با حضور رقیه سادات موسوی کارشناس مسائل منطقه و رضا پورحسین از مدیران با سابقه فرهنگی و روانشناس، در سینما فلسطین تهران برگزار شد.


کودکان مقاومت؛ از بلوغ زودرس تا نقش‌آفرینی در بحران‌های جهانی


در ابتدای این نشست که با موضوع کودک و مقاومت برگزار می‌شد، موسوی در خصوص تاثیر جنگ بر کودکان گفت: زمانی مواجهه به صورت غیرمستقیم و اخبار است و گاهی به صورت مستقیم. در عراق و سوریه شاهد موارد مستقیم آن بودیم. تجربه خشونت در این مناطق یک تجربه ۱۰۰ ساله است و کودکی و نوجوانی پدران این کودکان نیز چنین بوده است.


وی افزود: امروز بچه‌های ده تا ۱۲ ساله چه مسئولیتی دارند؟ جنگ باعث شده است تا چنین کودکانی از لحاظ روانی دچار بلوغ زودرس شده‌اند. به طور مثال کودک ۱۲ ساله‌ای مسئولیت جمع‌آوری اطلاعات آوارگان را برعهده داشت. تصویر از مقاومت یک اسلحه و جنگ است اما این موضوع در واقع فرهنگ است.

بنابر تجربه تاریخی مقاومت بخشی از زندگی روزمره آنها است. پس از طوفان الاقصی در اردوگاه فلسطینیان مواردی را مشاهده کردیم. در آنجا به جای برگزاری کلاس برای کودکان، برای مادران کلاس برگزار می‌کردند چرا که معتقد بودند که اگر آنها آموزش دیده باشند توان مدیریت کودکان را خواهند داشت.


چگونه جنگ هویت و انتخاب‌های کودکان را شکل می‌دهد؟


موسوی در این خصوص که آیا فرصتی برای پرداختن به سلامت روانی این کودکان وجود دارد یا خیر، گفت: سیستمی برای تربیت کودک و نوجوان وجود دارد. در این روش اصول زندگی در طبیعت، موسیقی و فیلم برای کودکان و … در نظر گرفته شده است. در این روش تلاش می‌کنند تا فضایی را فراهم کنند تا کودک در شرایط تهدید غافلگیر نشود و به این ترتیب آسیب کمتری را تجربه کند.


وی با اشاره به اینکه در حقیقت کودکان تقریباً چاره‌ای جز تبدیل شدن به یک مبارز را ندارند، گفت: اتفاقاً برخورد آنها با زندگی پس این تجربیات به ظاهر اینگونه است که مهربان تر هستند و ظاهراً ارزش بیشتری برای زندگی قائل هستند. با این حال این افراد حق انتخاب‌های بسیار محدودی دارند. آنها می‌توانستند نویسندگان و شاعران خوبی باشند اما دیگر چاره‌ای جز جنگ ندارند.


کودکان در برابر جنگ؛ پیامدهای روانی و اجتماعی یک تراژدی جهانی


پورحسین در خصوص اینکه آیا اساسا در جامعه‌ای که درگیر این مقوله نیست، کودک باید فضا را بشناسد یا خیر گفت: اول باید نسبت کودک با جنگ را در نظر بگیریم. گاهی خود کودک در جنگ است. در حقیقت جنگ بر زندگی و رشد او آوار می‌شود. این آوار در یک بزرگسال تا این اندازه پیامد ندارد. برخی کودکان شاهدان جنگ هستند. فضای روانی و اجتماعی برای افراد شاهد نباید سبب بروز تروما و هیجان زدگی شود.


اگر کودکی به طور مداوم در معرض اخبار جنگ قرار بگیرد، چنین شرایطی ایجاد می‌شود. در اینجا یک هم حسی می‌تواند ایجاد می‌شود. ما می‌توانیم کودکان شاهد را هم حس کودکانی قرار دهیم که در میدان هستند.

در اینجا روش‌هایی تربیتی وجود دارد. بزرگسال در معرض بمباران اطلاعاتی است و کودک در این شرایط دچار اشباع ذهنی می‌شود. کودک توان پردازش همه این اطلاعات را ندارد. در نتیجه تنها بخشی از آنها را برداشت می‌کند و سایر موارد تبدیل به استرس و اضطراب خواهد شد.


وی با اشاره به اینکه وقتی ورودی اطلاعات زیاد می‌شود، قدرت پردازش کاهش پیدا می‌کند و در موارد شدید این موضوع می‌تواند منجر به تروما برای کودکان شود، گفت: در نتیجه باید اطلاعات به صورت مدیریت شده به آنها منتقل شود. اگر شاخص بزرگسال باشد که می‌تواند در مورد هر پدیده اجتماعی اطلاعات بگیرد، ما حق نداریم کودک را در معرض آن قرار دهیم. این بزرگسالان هستند که باید به سمت جهان کودک حرکت کنند، در حالی که برعکس آن اتفاق می‌افتد.


دنیای ذهنی کودک و بزرگسال دو ماهیت متفاوت هستند. به همین دلیل اگر قرار است که کودک را با پدیده‌های اجتماعی آشنا کنیم، باید متناسب با مفاهیم خود و دنیای ذهنی خودش آشنا کنیم. فکر می‌کنم خیلی از حرکت‌های ما که محتوا محور بود و تقریباً از هنر استفاده نمی‌کردیم، امروز نتایج آن را می‌بینم. اگر براساس دستورات اسلامی نیز جلو می‌رفتیم باید یک مکانیزم دیگری در نظر می‌گرفتیم. امروز نتیجه تعلیم و تربیت مبتنی بر سخنرانی تک محور و براساس محتوا را می‌بینیم.


این روانشناس در ادامه با بیان اینکه اگر از هنر برای این موضوع استفاده می‌کردیم دیگر نیازی نبود تا بسیاری موارد را از طریق محتوا منتقل کنیم، گفت: نباید هنجارهای خود را در رابطه با کودک دخیل کنیم. ما هستیم که باید به سمت کودک برویم. در اینجا از خود می‌پرسیم که آیا شعار لازم است؟ چون ما نیاز به فلسفه داریم کودکان نباید فلسفه بخوانند.

این موضوع سببشده است تا نسلی را شاهد باشیم که نسل محتوا زده ما را پس می‌زند و قصد دارد به صورت غیر مستقیم مفاهیم را دریافت کند.


در لبنان و پس از جنگ ۳۳ روزه کسی نبود که آموزش شرایط مقاومت را به کودکان آموزش دهد. کودک از پارادایم و فضای زندگی متوجه می‌شد که غم و شادی و جنگ وجود دارد. چنین مواردی برای کودکان صهیونیست ایجاد نمی‌شود و دنیای ذهنی آنها این موضوع را پس می‌زند که اصلا چرا باید چنین حالتی به وجود بیاید. کودکان مقاومت این مسئله را از پدران و مادران و سبک زندگی آنها نوعی زندگی درهم را می‌آموزند.


وی در مورد پیامدهای مواجهه کودک با جنگ گفت: اصلاحی برای تجربه تروما پس از ضربه وجود دارد. در زمان جنگ خودمان، افراد دچار شوک یا موج گرفتگی می‌شدند. پس از این اتفاق فرد نیاز به دوره نقاهت دارد. تصور کنید حال ۴۴۰ روز است که به صورت ۲۴ ساعته فرد در حال تجربه تروما است. این موضوع دیگر به تاب‌آوری بالا ارتباطی ندارد. این شرایط نابود کننده است.


تعریفی برای تروما وجود دارد، حال رخ دادن چنین شرایطی برای کودک چه تعریفی می‌توان ارائه کرد؟ ما با هزاران کودک این چنینی مواجه هستیم که چنین شرایطی هستند. این کودکان حتماً در آینده از نظر احساسی و … دچار مشکلاتی هستند. این کودکان در دوران رشد هستند. اگر بزرگسال چنین شرایطی را تجربه کند می‌تواند کمی و به سختی خود را بازیابی کند اما کودک چنین شرایطی ندارد. در این دوره فرصت‌های طلایی وجود دارد که اگر از آن استفاده نشود دیگر فرصتی نیست.


غفلت از سینما و هنر در روایت کودکانه جنگ غزه


پورحسین با تاکید براینکه سینمای هالیوود طبیعتاً به این حوزه نخواهد پرداخت و این مشخص است، گفت: نمی‌گویم که فیلم کمدی نباشد اما موضوع غزه و کودکان آن هم یک موضوع فراموش شده است. کودکی که این همه تروما تجربه می‌کند و دوره رشد خود را از دست می‌دهد، آیا نباید آثاری در مورد او ساخت؟

این شرایط پیامدهای ذهنی وحشتناکی به دنبال دارد که در آینده خود را نشان می‌دهد. آمار سازمان جهانی بهداشت نشان می‌دهد که کودکان فلسطین، عراق، سوریه، ایران و … مضطرب ترین کودکان جهان هستند.

برخی افراد در داخل کشور نیز این موضوع را تکرار می‌کنند. یک هزارم ترومایی که کودک مقاومت تجربه می‌کند، یک کودک فرانسوی تحمل نمی‌کند.


وی گفت: می‌آیند خودشان برای این کشورها اضطراب ایجاد می‌کنند و سپس می‌آیند برای آنها آمار اعلام می‌کنند. طبیعتاً این موضوع برای یک کودک و در غزه و تهران متفاوت است.

سوال این است که چرا یک فیلمساز و فیلمنامه نویس این شرایط را به تصویر نمی‌کشد. پیامدهای جنگ برای کودکانی مانند کودکان غزه بسیار وحشتناک است. این کودکان با مشکلات جدی مواجه هستند و اگر از شرایط تاب‌آوری خود خارج شوند ممکن است رفتارهای تندی به واسطه حق و حقوق از دست رفته خود نشان دهند.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *